سخنی با اولیای گرامی

تعداد بازدید:۲۰۴
سخنی با اولیای گرامی

سخنی با اولیای گرامی

 

اولیای محترم! همه باید به این امر اذعان داشته باشیم که ورود کودک به دبستان ، نقطه عطفی در زندگی او به شمار می رود و کودک با ورود به دبستان ، زندگی و تجارب جدیدی را آغاز نموده و دانستنیهای مقدماتی برای ورود به زندگی اجتماعی را یاد می گیرد . بدیهی است که پایه ی اوّل ابتدایی از اهمیت و حساسیت فوق العاده ای برخوردار است ، چرا که اساس و شالوده شخصیت فکری و اجتماعی کودک در این پایه بنیان نهاده می شود ، بنابراین ما باید به هوش باشیم که ناخواسته در ابعاد تخصصی تعلیم و تربیت در این پایه مداخله نکنیم ، چون کلاً مراحل کار تعلیم و تربیت دانش آموزان پایه اوّلی با ظرافت و آگاهی خاصی همراه است و هر نوع اقدامات نسنجیده و دخالتهای نابجا در آن ، موجب بروز معضلاتی خواهد شد که رفع آن به سادگی امکان پذیر نخواهد بود . متاسفانه از آنجایی که جایگاه مهم معلمین ایثارگر و بی ادعای پایه اوّلی در جامعه و جامعه ی آموزشی ما چندان شناخته شده نیست ، بنابر این اکثریت افراد با دیدگاه فرهنگی غلط و با نگاه حقارت آمیز به برنامه های دوره ابتدایی و خصوصاً پایه اوّل دبستان می نگرند و گمان می کنند به خاطر پایین بودن سن دانش آموزان و روحیه فرمانبری و اطاعت آنان ، تدریس در این پایه به تخصص کمتری نیازمند است و با یک نگرش سطحی ، به این نتیجه می رسند که همگان ، حتی آنهایی که از حداقل سواد برخوردارند نیز ، می توانند وظیفه خطیر معلمین پایه اوّلی را انجام دهند ، در حالی که این یک اشتباه محض است و ناشی از عدم آگاهی بانیان این دیدگاه فرهنگی غلط است ، زیرا به قول یکی از صاحبنظران مسایل تعلیم و تربیت ، آنها سطح علمی را با سطح تعلیماتی اشتباه می کنند ، زیرا هرچه سطح علمی در یک دوره پایین تر باشد ، به مراتب سطح تعلیماتی در آن دوره بالاتر است و انتقال مفاهیم علمی در دوره ابتدایی در مقایسه با انتقال همان مفاهیم در سطوح بالاتر مثلاً متوسطه و یا دانشگاه با پیچیدگی بیشتری همراه است . اولیای عزیز ! صادقانه عرض می کنم که چقدر دلم از این برخوردها و اظهارنظرهای غیرمنطقی و عدم شناسایی جایگاه والا و واقعی معلمین دلسوز پایه اوّلی در جامعه و نظام آموزشی آزرده است و چقدر غمین و پریشان حال می شوم وقتی که می بینم هنوز که هنوز است ، همه در صدد دخالت در امور درسی دانش آموزان معصوم پایه اوّلی هستند و هیچگاه حاضر نیستند به خود بقبولانند که هنرمندی ، آگاهی و تخصص ، شرط اوّل در تعلیم و تربیت نوآموزان پایه اوّلی است .

عزیزان ! چنانکه پیش تر نیز گفتم ، در نوشتن این نامه بنا را براین نهاده ام که با صراحت با شما سخن بگویم و بنابراین ، یکی از مداخلاتی را که بدون استثنا در تمامی اولیای پایه اوّلی براساس تجربیات خود مشاهده کرده ام بازگو می کنم تا پس از آن وارد مقوله های بسیار مهم دیگر در این زمینه شویم .

دانش آموز پایه اوّلی که با هزاران عشق و شور وارد دبستان می شود و تازه می خواهد خود را با شرایط جدید وفق دهد و چون رودی زلال در پهنه ی دشت بی انتهای تعلیم و تربیت جاری شود با معضلی روبرو می شود که آغازگر آن خود پدر و مادر هستند ، آنها بدون در نظر گرفتن شرایط خاص تعلیم و تربیت در این پایه ، ناخواسته در یکی از ابعاد تخصصی تعلیم و تربیت مداخله کرده و کودکان خود را به " بیست گرایی " سوق می دهند تا به خیال خود باعث پیشرفت او در امور تحصیلی و سعادت او در آینده شوند . پدیده ی " بیست گرایی " که توسط پدر و مادر آغاز شده و متاسفانه از سوی برخی از معلمین نیز به آن دامن زده می شود ، مساله ای  مهم و قابل تعمق در تعلیم و تربیت است که اگر به موقع در مورد رفع آن اقدامات عاجل صورت نگیرد ، عواقب نامطلوب در روند آموزشی و آیندهی دانش آموزان خواهد داشت .

دانش آموزان معصوم پایه اوّل که با شور و شوق زایدالوصفی کار خود را در دبستان آغاز کرده است ، با گفته های مکرر پدر ومادر خود مواجه می شود که : " فرزند عزیزم ، ببین ما می دانیم که تو خیلی با هوشی و در این هیچ شکی نداریم ، بنابراین از تو می خواهیم به ما قول بدهی که همیشه تمامی نمراتت بیست باشد " ، و با تکرار روزمره این گفته ها ، مساله "بیست " در ذهن کودک نقش می بندد و او ، خود را ناگزیر از تحقق آن در جهت ارضای پدر و مادر خود می بیند و از اینجاست که مشکلات روحی و روانی ناشی از این موضوع در کودک بروز می کند و او را از اهداف اصلی تعلیم و تربیت دور می سازد .

چنانکه می دانیم و اکثر قریب به اتفاق روانشناسان و متخصصان تعلیم و تربیت نیز آن را مورد توجه و تاکید قرار داده اند ، دانش آموز موقعی می تواند در امور درسی خود موفق باشد و مطالب تدریس شده در کلاس را به خوبی فرا گیرد که از نظر تامین نیازهای زیستی مشکلی نداشته و از هر گونه فشارها و کششهای عاطفی و تعارضات روانی و خصوصاً اضطراب به دور باشد و در واقع دانش آموز از امنیت روحی و روانی کامل برخوردار شود . دانش آموزی که مدام از طرف والدین تحت فشار قرار می گیرد که حتماً باید در دروس نمره ی " بیست " بگیرد ، تمرکز حواس خود را نیز از دست می دهد و آن وقت است که در سراشیبی عدم موفقیت و شکست قرار می گیرد و کم کم علاقه ی خود را نسبت به یادگیری ، کلاس و مدرسه از دست می دهد . من با داشتن سابقه طولانی تدریس در پایه اوّل ابتدایی به وضوح این مسائل را از نزدیک مشاهده کرده ام . دانش آموزانی که با شور و شوق سال تحصیلی را آغاز نموده و پیشرفت قابل ملاحظه ای نیز در امور درسی داشتند ، بعد از مدتی تغییرات محسوسی در رفتار آنها مشاهده می شد که واقعاً جای بسی شگفتی و تامل داشت . مثلاً آنها موقع نوشتن املاء و یا امتحان ریاضی شروع به گریه کردن می کردند و وقتی علت را از آنها جویا می شدم ، با همان حالت معصومانه اظهار می داشتند : " ما می ترسیم که در درسهایمان بیست نگیریم ، چون آنوقت است که مورد نکوهش و سرزنش پدر و مادر خود قرار می گیریم ."

امیدوارم والدین محترم با آگاهی از این مطالب ، بیش از پیش به نتایج منفی و تاسف بار پدیده ی " بیست گرایی " واقف گردند .

پدران و مادران ارجمند ، برای اینکه بیشتر مصدع اوقات شما عزیزان نشوم ، مسائل و نکات مهم و دخور توجهی را که به کارگیری آنها در تعلیم و تربیت دانش آموزان پایه اوّل ابتدایی نقش به سزایی ایفا می نماید و بزرگان تعلیم و تربیت نیز روی آن تاکید کرده اند و بنده نیز طی سالهای متمادی آنها را به تجربه دریافته ام ، متذکر می شوم .باشد که یادآوری این نکات ، موجب آگاهی والدین عزیز و تمامی دست اندرکاران تعلیم و تربیت در جهت تحقق اهداف آموزش و پرورش شود :

سعی کنیم طرز تفکرهای امیدوارکننده ، مثبت و خوشایندی را نسبت به مدرسه در ذهن بچه ها  القاء کنیم .

انتظارات خود از کودکان را با تواناییهای آنها هماهنگ سازیم .

توجه داشته باشیم که میل به پیشرفت درسی در اکثر کودکان وجود دارد و بهترین و منطقی ترین روش ارضای این تمایل ، آن است که هدفهای مورد نظر کودک خارج از دسترس او نباشد . اگر انتظارات و توقعات ما از کودک به اندازه أی باشد که او از عهده برآورده ساختن آنها بر نیاید ، منجر به ایجاد مقاومت منفی در کودک خواهد شد .

اصل تفاوتهای فردی را بپذیریم و انتظار نداشته باشیم که همه کودکان حتماً به یک میزان در امور درسی پیشرفت کنند .

کودکان خود را وسیله تفاخر و رقابت با دیگران قرار ندهیم .

با شناسایی استعداد کودکان ، حتی اگر استعداد آنان در حد بسیار بالایی نیز نباشد ، احساس ارزشمندی و اطمینان خاطر را در آنها بارور سازیم .

فعالیتهای مورد انتظار از کودکان را به گونه أی برنامه ریزی کنیم که آنها بتوانند هر کدام به فراخور استعدادهای خود ، موفقیتهایی را کسب کنند .

سعی کنیم با پیامهای غیرانتقادی که در آن به نیاز پذیرفته شدن توجه کافی مبذول می شود ، کودکان را به همکاری بهتر و مستمر تشویق کنیم .

اگر در مواقعی ناچار شدیم که کودکان را مورد انتقاد قرار دهیم ، انتقاد سازنده را مد نظر داشته باشیم ، چون در چنین انتقادی اظهارنظرهای منفی در باره شخصیت کودک حذف می شود .

اگر می خواهیم کودکان را مورد تمجید قرار دهیم ، باید قدردانی و تمجید خود را طوری ارائه نماییم که تلاش و کارهای توام با موفقیت آنها مد نظر ما باشد ، نه صفات شخصی و شخصیت آنان ، زیرا اگر تمجید و قدردانی متوجه صفات شخصیتی کودکان شود ، منجر به ایجاد اضطراب می شود و حالتهای دفاعی را در کودکان بوجود می آورد .

به هیچ عنوان و در هیچ شرایطی به کودکان برچسبهای ناروا نزنیم که این عامل باعث ناتوانی روحی و روانی کودکان در بسیاری از زمینه ها می شود .

توجه داشته باشیم که تدریس صرفاً وسیله أی برای انتقال دانش از ذهن معلم یا محتوای کتاب به ذهن دانش آموزان نیست ، بلکه منظور از تدریس آماده کردن شرایط مناسبی است که کودکان بتوانند در آن به یادگیری بپردازند و روش درست آموختن را فرا گیرند .

تلاش کنیم که محیط زندگی و محیط آموزشی دانش آموزان پایه اوّل را به محیطی شاد و مورد پسند دانش آموزان تبدیل کنیم تا کودکان موقع جدایی از محیط خانواده و پا نهادن به یک محیط جمعی دستخوش فشارهای روانی و اضطرابهای حاصله از این جدایی نشوند .

از آنجاییکه تقلید و همانند سازی یکی از مهم ترین روشهای یادگیری در کودکان است ، بنابراین سعی کنیم که با رفتارهای سنجیده و مناسب خود ، الگوهای محبوب و شایسته ای از جمیع جهات برای کودکان باشیم .

سعی کنیم با بهره گیری از روشهای جدید تغییر رفتار در کودکان پایه اوّل ابتدایی ، ناهنجاری های موجود در رفتار آنان را از بین ببریم و رفتارهای سالم و خالص و مفید را در آنان ایجاد کنیم .

برای پیشرفت کودکان در امور درسی ، حس اعتماد به نفس آنها را تقویت کنیم و به قدرت تحمل آنان در رویارویی با ناکامیهای احتمالی بیفزاییم .

با محبتها و نوازشهای افراطی نسبت به کودکان ، خود باوری و خوداتکایی آنان را به مخاطره نیندازیم .

به هیچ عنوان هدیه ای را در اختیار مدرسه قرار ندهیم تا معلم به عنوان جایزه به کودک اهدا کند ، چون این کار عواقب نامطلوبی در روند آموزشی و تربیتی کودکان ایجاد می کند .

اولیای محترم به جای دخالت مستقیم در امر تحصیلی کودکان ، سعی کنند فعالیتهای مکمل آموزشی کودکان خود را با تماسهای مستمر و ارتباطی سازنده با معلمان کودک هماهنگ سازند .

توجه داشته باشیم که آموزشهای اخلاقی و دینی کودکان را مطابق با ویژگیهای روحی و روانی آنان برنامه ریزی کنیم .

با کودکان به زبان خود آنان سخن بگوییم و زبان کودکی را بیش از پیش ارج نهیم .

به تعبیر " ایتارد " بنیانگذار روان شناسی بالینی ، ذهن کودکان صفحه سفیدی را می ماند که آماده نگاشتن تجارب محیطی است که در آن زندگی می کنند ، بنابراین سعی نکنیم تا با اعمال و روشهای نسنجیده و غیرعلمی ، این صفحه سفید ذهن کودکان را به سیاهه ای بی اعتبار و مخدوش مبدل سازیم .

اولیای گرامی ، ختم کلام این که ، پایه اوّل ابتدایی به لحاظ حساس و سرنوشت ساز بودن ، تخصص ، دقت نظر ، آگاهی و مشارکت خاصی را از جانب والدین و معلمین دلسوز این پایه می طلبد . بیاییم همه با هم ، عشق و صفا و صمیمیت و مهر و وفا و مهربانی را در دل دانش آموزان معصوم پایه اوّلی بارور سازیم . بیاییم همه سعی و تلاش خود را در جهت شکوفایی استعدادهای نهان این نوباوگان و آینده سازان میهن اسلامی ، بکار گیریم . بیاییم با اقدامات سنجیده و تعلیم و تربیت صحیح و علمی و اسلامی این نوگلان باغ زیبای تربیت را بیش از پیش معطر سازیم .

و سرانجام بیاییم با چهره ای بشاش و صمیمی ، ورود کودکان دلبندمان را به دنیای پر از خاطره کلاس اوّل تبریک و خوش آمد بگوییم

************************************************

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه

 

 

بسیاری از والدین با مشکلاتی از قبیل ترس کودک از حیوانات ، ترس از تاریکی ، ترس از غریبه‌ها و... مواجه می‌شوند و واقعا نمی‌دانند که چگونه رفتاری باید در مقابل این ترس‌ها داشته باشند. خیلی از آنها تلاش زیاد می‌کنند تا به کودک خود نشان دهند که ترس او موردی ندارد و هیچ جای ترس وجود ندارد. اما گویا هر چه بیشتر تلاش می‌کنند کودکشان در ترس خود مصمم‌تر می‌شود. در برخورد با چنین ترس‌هایی والدین در اولین گام باید دلایل آنرا مشخص کنند. برخی از این ترس‌ها طبیعی بوده و لازم نیست والدین حساسیت زیادی در مورد آنها نشان دهند و برخی بنا به دلایلی رخ می‌دهند که لازم است در رفع این ترس‌ها مورد توجه قرار گیرند.
 

 

 

علل ترس در کودکان

اینکه چرا کودکان می‌ترسند مورد توجه بسیاری از صاحبنظران رشد کودک و روانشناسان بوده است. برخی از محققان عوامل زیستی را به عنوان علت برخی از ترس‌ها عنوان کرده‌اند و برخی دیگر عوامل روان شناختی، عوامل خانوادگی و سایر عوامل را مطرح کرده‌اند. در برخی اوقات ترسی که کودک از خود نشان می‌دهد به یک نیاز روانی ارتباط دارد. مثلا کودکی که ترس از مدرسه را نشان می‌دهد ممکن است از لحاظ روانی وابستگی زیادی به پدر یا مادر خود داشته باشد و ترس او در واقع ریشه در این وابستگی او دارد.

گاهی اوقات یک تغییر در شیوه زندگی مثل تغییر محل سکونت ، جدا شدن از والدین و... به صورت ترس از تاریکی ، ترس از حیوانات و غیره خود را نشان می‌دهد. بنابراین می‌توان گفت برخی از ترس‌های مشخص و معین کودک می‌تواند ریشه‌های روانشناختی داشته باشد و مستقیما با موضوع آن ترس مرتبط نباشد. در برخی اوقات این خانواده است که مشکل ترس را در کودک بوجود می‌آورد. ممکن است کودک ترس از یک مساله خاصی را در محیط خانواده یاد گرفته باشد. مثلا مادری که از عنکبوت می‌ترسد این ترس خود را به کودک منتقل می‌کند. این اتفاق بر اساس فرایند یادگیری صورت می‌پذیرد. بطوری که والدین در آموزش اکثر رفتارها به عنوان الگو و سرمشق کودک هستند.

کودکی که نیاز به احساس امنیت دارد با مشاهده رفتار و حالات والدین و خانواده خود شروع به شناسائی محیط ها و موقعیت‌های امن از ناامن می‌نماید. و در این راستا کاملا متکی بر آنهاست. بنابراین آنچه رفتار مادر نشان می‌دهد برای او الگو و اساس رفتارش است. کودک با مشاهده رفتارهای مختلف می‌آموزد که چه چیزی ترسناک است و چه چیزی ترسناک نیست. گاهی اوقات ترس کودک ناشی از شیوه های زیستی غلط والدین است. والدینی که برای وادار کردن کودک به انجام کاری او را تهدید می‌کنند و یا از چیزی می‌ترسانند. مثلا مادر به کودک خود می‌گوید اگر شلوغی کنی می‌روم و دیگر بر نمی‌گردم. یا برای وادار کردن به او خوردن دارو او را از آمپول می‌ترساند. فشار روانی که به این طریق والدین به کودکان خود وارد می‌کنند ، می‌تواند به صورت ترس‌های مختلف خود را بروز دهد. در کودکان ناراحتی‌ها و اضطراب‌های روانی اغلب با مواردی از قبیل ترس و... مشخص می‌شوند.

از جمله عوامل دیگر شرایطی است که کودک در محیط پیرامون ممکن است با آنها مواجه شود، مثل دیدن تصادف دو اتومبیل و دزد و... همینطور است تماشای فیلم‌های ترسناک و وحشت انگیز که با تاثیری که روی قدرت تخیل کودک می‌گذارد موجب وسعت یافتن این صحنه‌ها و شاخ و برگ داده شدن آنها در ذهن کودک می‌شود و ترس و وحشت زیادی را در کودک ایجاد می کند.

چه نوع ترس‌ها به توجه و درمان نیاز دارند؟

در وهله اول باید به سن کودک توجه داشت. برخی از ترس‌ها در سنین خاصی طبیعی‌تر هستند. بنابراین اگر چنین ترس‌هایی بیش از دو سال دوام داشته باشند حتما به توجه و درمان نیاز دارند. اصولا یک ترس عادی نباید چنین مدت زمانی طول بکشد و گاه بدون نیاز به مداخلات درمانی به تدریج کاهش پیدا کرده و بالاخره از بین می‌رود. همینطور برای تشخیص ترس‌های غیر عادی باید به نوع ترس نیز توجه داشت.

هر چند گاهی اوقات کودکان از چیزی می‌ترسند ولی این ترس چندان وحشت‌زا نیست و مشکل خاصی در عملکرد روزانه کودک ایجاد نمی‌کند و واکنش ترس در او چندان شدید و ناهنجار نیست. اما زمانیکه نوع ترس کودک غیر عادی است و نیاز به مداخلات درمانی دارد واکنش کودک به عامل ترس بسیار شدید است. کودک بسیار وحشت زده می‌شود و رفتارهایی از خود نشان می‌دهد که اغلب خارج از کنترل دیگران است.

برای درمان ترس در کودکان چه باید کرد؟

روان شناسان برای کاهش ترس‌های کودکان راههای زیادی را توصیه می‌کنند. آنها در وهله اول به والدین توصیه می‌کنند که در رفع مشکل کودک عجولانه عمل نکنند. تعجیل و شتابزدگی آنها در کاهش ترس کودک می‌تواند به جای درمان ، اضطراب و ترس او را افزایش دهد. این ترس معمولا بتدریج از بین می‌رود و لازم است والدین با خونسردی و آرامش اقدام به کاهش این ترس‌ها نمایند. توصیه بعدی روان شناسان این است که هرگز کودکان را به خاطر ترسی که دارند تحقیر و سرزنش نکنیم. هر چند دلیل ترس از نظر ما بزرگترها کاملا غیر منطقی و نامعقول به نظر می‌رسد اما خود کودک چنین احساسی ندارد و نمی‌تواند غیر منطقی بودن ترس خود را درک کند و سرزنش به او کمکی نخواهد کرد.

حتی زمانیکه کودک تحت نظر یک متخصص یا روان شناس درمان می‌شود، اگر عامل اصلی ایجاد کننده ترس هنوز حضور داشته باشد چندان فایده‌ای نخواهد کرد. مثلا زمانیکه خود مادر از تاریکی می‌ترسد، هر چند کودک حمایت‌ها و درمان‌هایی را از روان‌شناس و مشاور خود دریافت می‌کند، اما الگویی که در خانه از رفتار مادر می‌پذیرد الگویی قویتر است که نتایج یک درمان ثمر بخش را از بین می‌برد. بنابراین لازم است علل اساسی ترس کشف و مرتفع شوند.

 

 



بازی موقعیت مناسبی است که ترس کودک را از بین ببریم. مثلا کودکی که از آمپول می‌ترسد، می‌توانیم یک بازی خوب ترتیب بدهیم که در آن کودک آمپول زدن را تمرین کند. در مراحل دیگر می‌توان از روشهای خاص رفتار سازمانی که توسط روانشناسان استفاده می‌شود بهره جست. با مراجعه به یک روانشناس و درمان‌های رفتاری او می‌توان اقدام به حل مشکل کودک نمود.

سخن آخر

پدیده ترس هر چند که یک غریزه طبیعی است که در انسان از همان بدو تولد وجود دارد، اما هر گاه به دلیل تغییراتی که در شدت و نوع آن بوجود می‌آید از حالت عادی خارج می‌شود. این ترس‌ها تحت عنوان ترس‌های مرضی شناخته می‌شوند که هم کودک و هم اطرافیان او را آزار می‌دهند توصیه‌های مناسب روان‌شناسان و استفاده از مداخلات رفتاری در این راستا می‌تواند سودمند باشد.

 

 

 آموزش مهارتهای زبانی

در رابطه با مهارت های زبان آموزی ،مربی چه اهدافی را باید در طول سال تحصیلی دنبال کند؟

اهدافی را که در رابطه با مهارت های دانش آموزان باید دنبال کرد به قرار زیر است:

1 – دانش آموزان باید به اهمّیّت یادگیری مهارت های زبانی پی ببرند و موارد استفاده ی آنها را تشخیص دهند.

2 – به وجود آوردن و حفظ انگیزه برای یادگیری مهارت های زبانی در دانش آموزان.

3 – باید از منابعی چون ((قصّه گویی،شعر خوانی،کتابخوانی،بازی،رادیو و...))در جهت ایجاد علاقه در دانش آموزان برای یادگیری مهارت های زبانی استفاده کرد.

4 – در انتخاب فعالیت های مختلف همواره باید هدف های آموزشی مهارت های زبانی را در نظر داشته باشد.

5 – مهارت های زبانی آموزش داده شده ی جدید را باید به طور مکرر و در موقعّیت های مختلف تمرین کند تا ملکه ی ذهنی کودکان بشوند.

6 – معلّم باید شمرده و با سرعت عادی صحبت کرد.

7 – معلّم باید آنچه را می نویسد خواناو زیبا باشد

8 – معلّم محیطی را در پایه ی اوّل ایجاد نماید تا دانش آموزان در یادگیری مهارت های زبانی احساس علاقه و راحتی کنند.

9 – دانش آموزان باید تشویق شوند و در تمام فعّالیّت های آموزشی  مهارت های زبانی شرکت کنند.

10 – معلّم با تشویق دائم دانش آموزان احساس موفّقیّت در یادگیری مهارت های زبانی را در آن ها ایجاد کند.

11 – انتظار آموزگار در میزان و سرعت یادگیری دانش آموزان با توجه به فرصت محدود یادگیری و توان ذهنی وجسمی کودکان باید واقع بینانه باشد.

12 – فعالیت هایی را که آموزگار برای آموزش مهارت های زبانی می کند باید ضمن حفظ احترام به لهجه و زبان مادری دانش آموزان صورت بگیرد.

در آغاز کار مهارت های زبانی ،آموزگار نیاز دارد بداند هر یک از دانش آموزان چه میزانی در سخن گفتن به زبان فارسی معیار آشنایی و توانایی دارند.

لذا برای این کار باید از ظرافت های آموزشی لازم در سخن گفتن استفاده کند و توانایی هر یک از دانش آموزان را در صحبت کردن به زبان فارسی معیار مشخّص کند تا در راستای ارزشیابی انجام شده کار آموزش مهارت های زبانی را شروع کند و در این زمینه تصمیمات آموزشی لازم را طرح ریزی نماید.

از آن جایی که دانش آموزتازه به دبستان آمده است و در اثر هر گونه تعرضی سرشکسته می شود ،آموزگار در زمینه ی رفع اشتباهات مهارت های زبانی دانش آموزان باید به نکات زیر توجّه داشته باشد:

الف) به طور کلی محیط کلاس باید دوستانه بوده و باحسن نیت همراه باشد تا دانش آموز به راحتی بتواند تصحیح کردن آموزگار را قبول کند و آن رابه عنوان تهدید و انتقاد شخصی تلقی ننماید.

ب) دانش آموز نباید احساس کند آموزگار بین شاگردان تبعیض قائل می شود.

پ)آموزگار باید دانش آموز را که نهایت سعی خود را می کند که مهارتی را یاد بگیرد تشویق نماید حتی اگر جواب کودک در این زمینه غلط باشد ،برخورد آموزگار باید چنان آرام و دلسوزانه باشد که این امر موجب دلگرمی و اعتماد به نفس کودک در یادگیری مهارت های زبانی شود.

ت) تصحیح کردن اشتباهات دانش آموز در یادگیری مهارت های زبانی باید به صورت مثبت باشد.

ث) آموزگار باید به دقّت به پاسخ دانش آموز گوش دهد و حرف او را قطع ننماید تا وقتی که صحبتش تمام شد آن وقت پاسخ او رابدهد چه در غیر این صورت کودک از همکاری آموزشی ،سرباز خواهد زد.

 

هدف های کلّی پرورش مهارت گوش دادن و فهمیدن زبان معیار در پایه ی اوّل چه هستند؟

درک زبان فارسی معیار اساس یادگیری شاگرد است . بنابر این فعالیت ها مربوط به فهمیدن فارسی معیار برای کودکان در اوایل یادگیری مهارت های زبانی اهمّیّت زیادی دارند.

شاگردان قبل از این که بتوانند به راحتی به فارسی معیار صحبت کنند باید بتوانند به راحتی آن را درک نمایند. بنابراین در ابتدای آموزش مهارت های زبانی باید وقت زیادی صرف گوش دادن و فهمیدن فارسی معیار نموده و به تدریج با پیشرفت در این جنبه وقت بیشتری صرف یادگیری و تمرین بقیّه جنبه های مهارت های زبانی کرد.پرورش قدرت گوش دادن و درک زبان به مرور زمان و با ارائه ی فعالیت های متنوع آموزشی که به تدریج مشکل تر می شوند صورت می گیرد.

هدف های کلّی مربوط به مهارت گوش دادن و فهمیدن فارسی معیار به قرار زیر است:

- تشخیص صداهای زبان فارسی معیار

-  آشنایی شنیداری با زیر و بمی صدا و تاکید روی کارها در سخن گفتن عادی در حدّانتظار.

- آشنایی شنیداری با ایما و اشارات مخصوص که در هنگام صحبت به زبان فارسی معیار به کار می روند.

-  درک معنی کلمه ها و جمله های شنیده شده در حدّانتظار.

- درک کلّی یک موضوع شنیده شده در حدّانتظار.

- گوش دادن با دقّت برای به کار بردن دستورالعمل ها.

- درک معنی اصلی و معنای فرعی یک موضوع شنیده شده در حد ّانتظار.

- پرورش قدرت تجزیه وتحلیل و تفسیر کردن ،پیش گویی کردن و نتیجه گیری کردن بر اساس آنچه که شنیده شده است در حدّانتظار.

- پرورش قدرت تشخیص زبان گفتاری و زبان نوشتاری در حدّ انتظار.

- پرورش مهارت گوش دادن صرفا برای لذّت بردن از شنیده ها مانند گوش دادن به شعر ،قصّه و سرودخوانی.

در رابطه با اهداف بالا آموزگار باید ،سن دانش آموزان ،طول زمان فعّالیّت ،تنوع فعّالیّت،سرعت صحبت کردن ،نوع پرسش و پاسخ دربارهِ مطلبی،بازگوکردن مطلب شنیده شده،ضبط مطلبی و گوش دادن به آن ،استفاده از وسایل سمعی و بصری مناسب و... را مورد توجّه قرار دهد.

 

 

 

 

هدف های کلّی پرورش مهارت سخن گفتن به زبان فارسی معیار در پایه ی اوّل چه هستند؟

 

توانایی سخن گفتن کودک به زبان فارسی معیار باعث می شود او بتواند اندیشه و فکر خود را بیان کند و از راه تبادل نظر و گفت گو در یادگیری مهارت های زبانی پیشرفت داشته باشد.

هدف های کلی مربوط به پرورش مهارت سخن گفتن شاگردان به شرح زیر است:

- تلفظ صحیح صداهای زبان فارسی معیار و کلمه ها،به این زبان.

- در حدّ انتظار با زیر و بمی صدا و تاکید های ویژه روی کلمه ها در هنگام سخن گفتن به زبان فارسی آشنا شوند.

- در حدّ انتظار صحبت کردن با جمله های صحیح و قابل قبول در موقعیت های مختلف به زبان فارسی معیار .

-  در حدّ انتظار یاد گیری فرق بین سخن گفتن به زبان خودمانی و زبان رسمی و تشخیص موقعیت -های مناسب اجتماعی برای استفاده ی هر کدام از آنها .

- در حدّ انتظار به کار گیری ایما و اشارات مخصوص در هنگام سخن گفتن به فارسی معیار

- در حدّ انتظار در سخن گفتن به فارسی معیار لغات مختلف را به کار گیرد .

- در حدّ انتظار در هنگام سخن گفتن به فارسی معیار از ساخت دستوری صحیح استفاده کند .

برای رسیدن به هدف های بالا آموزگار باید موقعیت های متنوعی برای تمرین سخن گفتن به زبان فارسی معیار ایجاد نماید تا دانش آموزان آمادگی استفاده  از زبان برای هدف های محاوره ای گوناگون از قبیل توضیح دادن ، وصف کردن ، قصّه گفتن ، مقایسه کردن ، گفتگو کردن ، گزارش دادن ، سئوال کردن ، پاسخ دادن ، شعر خواندن ، بحث کردن و غیره پیدا نماید . فعالیت های که برای پیشرفت توانایی سخن گفتن دانش آموزان به کار برده می شود باید مناسب سن ، تجربه ، سطح معلومات زبانی ، احتیا جات زبانی و نوع علاقه و سلیقه ی آنها باشد تا نتیجه مثبتی از این فعالیت ها کسب گردد .

 

هدف های کلی پرورش مهارت خواندن به زبان فارسی معیار در پایه اوّل ابتدایی

به طور کلی گوش دادن و سخن گفتن به زبان فارسی معیار پایه های اساسی برای یاد گیری خواندن هستند . دست یابی به مهارت خواندن به زبانن فارسی معیار پیش نیاز خواندن و یادگیری دروس دیگر است .

 

هدف های کلی مربوط به خواندن به قرار زیر است :

  1. تشخیص حروف الفبا
  2. تشخیص صدای هر حرف از حرف های الفبا
  3. تشخیص بعضی از ویژگی های نوشتاری حروف الفبا
  4. توانایی انتقال در ست حروف الفبا به نشانه های صوتی در خواندن
  5. درک معنی کلمه های خوانده شده
  6. حدس زدن معنی کلمه های نا آشنا در متن
  7. دست یابی به مستقل خوانی و صامت خوانی متن های ساده
  8. توانایی خواندن ترکیب های حروف
  9. خواندن و فهمیدن پیام متن های ساده
  10. به کار گیری نشانه های « نقطه گذاری » به کار رفته در جملات خوانده شده

در رابطه با هدف های بالا آموزگار باید سن شاگردان ، طول زمان فعالیت خواندن ، تنوع فعالیت خواندن ، سطح توانایی شاگردان در خواندن ، تجربه شاگردان در خواندن و علاقه دانش اموزان در خواندن را در نظر بگیرند .

 

هدف های کلی پرورش مهارت نوشتن به زبان فارسی معیار در پایه اوّل :

 

قبل از اینکه شاگردان بتوانند مهارت نوشتن را بیاموزند و در ان پیشرفت نمایند باید قادر باشند به روشنی فکر خود را شفاها بیان نمایند .بنابراین تمرین پیشرفت در درک زبان و صحبت کردن پایه و اساس لازم برای یادگیری نوشتن است ،به علاوه معمولا خواندن ،که مبتنی بر تشخیص حروف و کلمه ها است باید قبل از نوشتن که تولید حروف و کلمه ها و جمله ها را ایجاب می کند شروع شده باشد.

 

اهداف کلی مربوط به نوشتن به قرار زیر است:

1)درک رابطه ی بین سخن گفتن و نوشته.

2)بازشناسی رابطه ی بین صدا و حرف و یادگیری نوشتن حروف الفبای فارسی.

3)نوشتن املای صحیح کلمه ها.

4)نوشتن به منظور بیان وانتقال فکر و اندیشه ی کودک به دیگران ،در حدّ انتظار.

5)به کارگیری کلمه های خوانده شده در جمله هایی برای بیان و انتقال پیامی به دیگران .

6)به کارگیری کلمه ها در جمله بر اساس نظم دستوری در حدّ انتظار.

7)ایجاد توانایی به کارگیری نشانه های نقطه گذاری در نوشته.

8)ایجاد توانایی در ترکیب دقیق و روان جمله ها برای انتقال روشن فکر ،در حدّ انتظار.

9)در نهایت ارائه ی کتبی فکر و اندیشه ی خود به صورت منظم و منطقی در حدّ انتظار .

آموزگار در رابطه با هدف های بالا باید سنّ شاگردان ،سطح معلومات زبانی شاگردان ،تجربه ی شاگردان،میزان علاقه ی شاگردان به موضوعی که می خواهند بنویسند،طول زمان نوشتن ،تنوع فعالیت نوشتن و احتیاج شاگردان به نوشتن را در نظر بگیرند.

 

به طور کلّی کسب مهارت در نوشتن مستلزم یادگیری سه جنبه ی زیر است:

الف ) یادگیری جنبه های فیزیکی مهارت نوشتن مانند از سمت راست نویسی ،مداد را با دست راست یا چپ گرفتن و.... .

ب) یادگیری جنبه های فنی مهارت نوشتن از قبیل نوشتن شکلهای مختلف حروف ،جدا و چسباندن حرف های یک کلمه،نقطه گذاری و پاراگراف بندی و... .

پ)یادگیری جنبه های تکنیکی به کارگیری کلمه ها در جمله از نظر ساخت دستوری در حدّانتظار.

 

 

منبع:آموزش مهارت های زبانی

 *******************************************************************

چرا کودکان ناخن خود را می جوند

    

کودک شما ممکن است ناخن اش را به علل گوناگونی بجود. 

حس کنجکاوی، خستگی ،رهایی از استرس، اجبارعادات و... .جویدن ناخن رایج ترین مورد مربوط به عادات عصبی است. مکیدن انگشتان، ناخن زدن به بینی، پیچیدن موها یا کشیدن آنها، ساییدن دندان ها،  دندان قروچه ...

به احتمال زیاد در بزرگسالی هم این عادات ادامه می یابند. یک سوم از دانش آموزان ابتدایی یک دوم از نوجوانان ناخنهایشان رامی جوند و  یک چهارم تا یک سوم از دانشجویان نیز اقرار می کنند که هنوز ناخن هایشان را می جوند.

ناخن جویدن یکی از اختلالهای عادی "نوروتیک" است که معمولاً از 1 تا 5 سالگی آغاز می شود و بتدریج در 9 تا 15 سالگی شدت می یابد؛ اما اغلب در سنین نوجوانی فرد متوجه عادت نامطلوب خود می شود. این اختلال در دخترها بیشتر از پسرها مشاهده می شود و تقریباً در همه گروههای اجتماعی وجود دارد.

 

جویدن ناخن در کودکان غالبا راهی برای رهایی از سختیها و فشارهای کوتاه مدت و گذرا است.همه بچه ها مضطرب میشوند. یادگیری مسائل جدید در مدرسه یا احساس خجالت در مهمانی یا در زمین بازی  از موارد رایج هستند. اگر کودک شما برای اولین بار در چنین شرایطی ناخن خود را جوید نگران نباشید. در همه این موارد کودک شما سرانجام خودش از این کار دست می کشد

. اما اگر این جویدن طولانی مدت شود و یا اگر تبدیل به یک عادت شود شما نباید منتظر متوقف شدن خودبخودی آن شوید. بسیاری از کودکان فقط هنگامی که فشار روحی- عصبی دارند ناخنهای خود را می جوند که این فشارها می تواند در مواردی نظیر نگرانی، اضطراب، عصبانیت، تماشای فیلمهای مهیج و یا ترس از امتحان و... باشد. در چنین شرایطی، ناخن جویدن راهی برای کاهش فشار درونی فرد است. بررسی ها نشان می دهد اضطراب مهمترین عاملی است که در سبب شناسی این اختلال دخیل است.
اضطراب به طور کلی، اضطراب انسان از لحاظ وجود یا فقدان موضوع، به دو نوع "آزاد" و "موضوع دار" تقسیم می شود. اضطراب آزاد، احساس وحشت و نگرانی همه جانبه و منتشر است که از موقعیت یا رویدادی خاص ناشی نمی شود، بلکه به صورت مداوم وجود دارد. اما اضطراب موضوع دار، وابسته به موقعیت معینی است، مانند اضطرابی که به علت دیدن فیلمهای ترسناک، مشاهده مشاجره والدین و شرکت در امتحانات یا داغدیدگی ... ایجاد می شود. این نوع اضطراب، نگرانی ذهنی درباره پیش بینی یک تهدید و یا بروز واقعه ای ناخوشایند در آینده است و مهمترین عامل مؤثر در بروز ناخن جویدن، این نوع اضطراب است. بنابراین، ناخن جویدن روشی برای تسکین ناراحتی ها و عصبانیتهایی است که از یک موقعیت اضطراب زا و فشارآور ناشی می شود.
هیجان پذیریبرخی از روان شناسان ناخن جویدن را واکنشی برای تخلیه هیجانها و تمایلات ناخودآگاه فرد برای خودآزاری می دانند و معتقدند این عمل به خاطر احساس گناهی است که در فرد به وجود آمده و به خود تنبیهی و خود آزاری او منجر می شود. از همین رو، ناخن جویدن در افرادی که هیجان پذیرتر از دیگران هستند بیشتر دیده می شود که برای غلبه براین احساس، به طور غیر ارادی اقدام به این رفتار می کنند.
همچنین "وکسلر" روان شناس مشهور، در این زمینه می گوید: کودکانی که ناخنهای خود را می جوند به قدری بی قرار و آشفته اند که حتی در خواب نیز آرامش ندارند و معمولاً دندانهایشان را به هم می سایند.
تقلیدیکی دیگر از عوامل دخیل دراین اختلال "تقلید" است؛ به طوری که اگر یکی از والدین، اطرافیان و یا همسالان کودک، عادت به ناخن جویدن داشته باشند، احتمال اینکه کودک فوق مبتلا به چنین اختلالی شود، بیشتر از کودکان دیگر است. زیرا کودکان برخی از رفتارها را به طور ناخودآگاه از والدین و اطرافیان تقلید می کنند. از این رو، هنگامی که می بینند الگوهای رفتاری شان در مواقع ناراحتی و فشارهای روانی این عمل را انجام می دهند، یاد می گیرند برای رفع تنشهای درونی خود، به جویدن ناخن بپردازند.

عوامل تشدید کننده اختلال ناخن جویدن

بنابر اعتقاد روانشناسان کودک، توجه بیش از حد به عمل ناخن جویدن، سبب تشدید این رفتار می شود. به همین دلیل، بهتر است به جای توجه به عمل شخص به خود او توجه کنید و عامل به وجود آورنده ناخن جویدن را بررسی کنید؛ زیرا درمان اساسی هر اختلال تنها با شناخت عامل به وجود آورنده آن امکان پذیر است. در اکثر موارد، درمان پیشنهادی ناخن جویدن، روان درمانی است.
همچنین، بررسیهای انجام شده دراین زمینه نشان می دهد، سرزنش، تنبیه و تهدید نه تنها این رفتار را کاهش نمی دهد؛ بلکه تأثیر منفی دارد و سبب تشدید این عادت می شود و یا اینکه رفتار نامطلوب دیگری از قبیل تیکهای عصبی، جانشین آن می شود.
روشهایی از قبیل بستن ناخن برای ترک ناخن جویدن، مالیدن داروهای تلخ و بدمزه و... مؤثر نیست، بلکه با ایجاد اضطراب در کودک موجب می شود بیشتر به این رفتار بپردازند، ضمن اینکه اعتماد به نفس او را کاهش می دهد.
یکی دیگر از اساسی ترین روشهای کاهش اختلال مزبور این است که هیجان پذیری فرد را با ایجاد بهداشت روانی در زندگی او کاهش دهیم به عبارت دیگر، مسایلی را که سبب هیجان پذیری او می شود، شناسایی کنیم و درصدد رفع یا حداقل تخفیف آنها برآییم. چون با کاهش و رفع اضطراب و ناراحتی شخص، رفتار ناخن جویدن هم از بین می رود. بدین ترتیب، قبل از هر اقدامی باید علت بروز هیجانهای نامطلوب را مشخص کرد. به عنوان مثال، در برخی موارد مشکل اصلی در خود والدین است، چه بسا اگر اختلاف و مشکلات والدین برطرف شود، درمان نیز آسان تر خواهد شد. اگر در زمینه فوق اقدام به درمان ناخن جویدن کودک کنیم، فقط نشانه آن را از بین برده ایم؛ ولی مشکل اصلی به قوه خود باقی خواهد ماند و این رفتار پس از مدتی کوتاه، دوباره مشاهده می شود. مثل فردی که دچار درد دندان می شود بدون مراجعه به دندانپزشک از داروهای مسکن برای تسکین درد استفاده کند، گرچه این داروها موقتاً درد را تسکین می دهد؛ اما پس از چند ساعت دوباره درد را احساس می کند، به این دلیل که مشکل وی ریشه یابی و درمان نشده است.



برای ناخن جویدن چکار کنیم؟
اضطراب را کنترل کنیم.اولین واکنش ما وقتی که کودکمان کاری می کند نگران می شویم اینست که آن رفتار را متوقف کنیم و اهداف بلند مدت تعیین کنیم.قبل از انجام اینکار ضروری است تا عادات کودکتان را  تعیین کنید.با علل اصولی و صحیح در مورد اینکه آیا این استرس در زندگی کودک شما نیاز به کنترل دارد؟ فکر کنید و تصمیم بگیرید.

در مورد چیزهایی که فکر می کنید کودک شما را نگران کرده است فکر کنید. مثل جابجایی اخیر، طلاق و جدایی در خانواده و یا یک کودکستان جدید. تلاش کنید تا او حرف هایش را در مورد نگرانی هایش به شما بگوید. یک راه آسان برای کمک به بیشتر بچه ها که در مورد این کارشان حرف بزنند  این است که شما در طی این زمان در مورد ناخن جویدنش دلایل مضحک و خنده دار بگویید.

مثلا: من می دونم چرا این کار را می کنی! می خوای دندون هاتو تیز کنی!" در این مواقع ممکن است او بی درنگ دلیل رفتارش را به بگوید.

عیب جویی و تنبیه نکنید.تا وقتی که کودک شما خودش واقعا نخواهد که این کار را ترک کند، شما نمی توانید کار زیادی در این مورد برایش انجام دهید.مانند دیگر عادات عصبی ناخن جویدن هم به صورت ناخودآگاه است. اگر کودک شما نداند که چکار باید بکند،تنبیه،نق زدن و آزار رساندن به او بی فایده است. حتی بزرگسالان هم در مورد ترک عادات اوقات وحشتناکی را دارند و بیشتر والدین وقتی در این باره فکر می کنند می فهمند که آنها الگوی منظمی ازاین رفتارها هستند. صادقانه بگویند که مثلا هنگامی که به تلفن صحبت می کنند با گوش ها یا موهایشان بازی می کنند؟! اگر شما نمی توانید به خوبی این کار را متوقف کنید، با کودکتان با روشی مهربان  و آرام صحبت کنید و توضیح دهید که ناخن جویدن او کمکی به حل مشکل اش نمی کند و شما دوست ندارید این صحنه ها را نگاه کنید و بنابراین اتاق را برای مدت کمی ترک کنید.درکل اگر او برای مدت طولانی این کار را تکرار کرد و صدمه ای به خودش نزند و استرس اش هم پایان نپذیرفت، بهترین کار اینست که ناخن هایش را تمیز و پاکیزه نگهدارید. کوتاه کردن ناخن هایش و  کم کردن وسوسه جویدن ناخن و کاهش بلع میکروب ها  در او را مورد تاکید و توجه قرار دهید. اگر شما او را برای توقف  رفتارش تحت فشار قرار دهید، تنها به استرس ها و خطر تشدید رفتار وی اضافه کرده اید. علاوه براین هر گونه مداخله مستقیم در این خصوص از قبیل استفاده از رنگ های زننده، محلول های بدمزه روی انگشتان، تنها باعث تشدید رنج و عذاب وی می شود، اگرچه ممکن است که شما فکر کنید این راه حل مناسبی است یا نه. سر و صدای کمتر در مورد این عادت و اینکه خیلی برای ترک آن شلوغ نکنیم به کودک کمک می کند تا برای ترک آن بیشتر آماده شود.هنگامی که او از شما درخواست کمک می کند به او کمک کنید.اگر دوستان کودکتان او را به خاطر ناخن جویدنش مسخره می کنند، ممکن است او سریعا حاضر به ترک این عادت شود و از شما کمک بخواهد. ابتدا با او در مورد اذیت شدن توسط دوستان اش صحبت کنید و سپس او را تشویق کنید تا به شما بگوید که چه احساسی باعث می شود که او این کار را بکند و بعد راه حل احتمالی را مطرح کنید.در مورد ترک عادات صحبت کنید. با کودک خود در مورد عادات عصبی و اینکه آنها چگونه ترک می شوند حرف بزنید. یک کتاب خوب که می توان در این زمینه با کودکتان مطالعه کنید:
  Janet Munsil's Where There's Smoke است که در آن Daisy که ناخن هایش را می جود همراه پدرش که سیگاری است هردو سعی در ترک عادات خود می کنند.به او کمک کنید تا از عاداتش آگاه شود. با تشویق کودک شما از زمان و چگونگی انجام این کار بیشتر آگاه می شود. با آرامش او را در این کار همراهی کنید. برای زمانی که ممکن است او ترک عادت را فراموش کند،نکاتی را مد نظر داشته باشید، کارهایی از قبیل لمس آرام آرنج یا بازوی وی، یک کلمه رمز. یک یا دو پیشنهاد جایگزین برای این عادت او بدهید.یک پیشنهاد ساده که زود باورش  کند، مثل راندن ماشین در یک سطح صاف و آسفالت، یا دوچرخه سواری سپس این عادت را برای دقایق کمی قبل از خواب یا مدرسه تمرین کنید. بعضی کودکان از تذکر فیزیکی، در زمانی که عادت را انجام می دهند، سود می برند تا فکرشان از این کار منحرف شود. این گزینه تنها زمانی برای کودک شما مفید است که خودش آن را انتخاب کند و برای آن تلاش کند. در غیر این صورت برای او تنها به صورت تنبیه خواد بود

 

 

 

 

 

 

 

 
آخرین ویرایش۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۹